خرید بک لینک

بُگــذٰارْ بـــــِــــــــرَوَدْ
هَمْسَـــــــفَرِ  "رٰاهِ" مَن کــــِــــــه نَشــُـــــدْ!!!
دَرْبِــــــــــدَرِ"آهِ"مـَـــنْ کـِـــه میشَــــوَدْ

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:15


بُگــذٰارْ بـــــِــــــــرَوَدْ
هَمْسَـــــــفَرِ  "رٰاهِ" مَن کــــِــــــه نَشــُـــــدْ!!!
دَرْبِــــــــــدَرِ"آهِ"مـَـــنْ کـِـــه میشَــــوَدْ

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:15

کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می دهد یا ضامن وام آنها می شود و به دروغ نمی گوید که ندارم و گرفتارم،احمق نیست. کریم و جوانمرد است.کسی که از معایب و کاستی های دیگران، در می گذرد و بدی ها را نادیده می گیرد،احمق نیست. شریف است.كسي كه در مقابل بي ادبي و بي شخصيتي ديگران با تواضع و محترمانه صحبت مي كند و مانند آنها توهين و بد دهني نمي كند،احمق نيست. مودب و باشخصيت است.کسی که به حرف های پشت سرش زده میشود اهمیت نمی دهد بی خبر نیست صبور و با گذشت است."انسان بودن هزينه سنگيني دارد" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 16:02

مانند کاکتوس باش ، پرخار اما پرجذبه ،تنها و گوشه گیر اما خاص و متفاوت ! زندگی به مثال یک باغچه است و آدمهاش، گل و گیاه این باغچه، عده ای مثل گل هستند حساس و لطیف ،ضعیف و نحیف، که درمقابل باد زود پرپر میشوند و زیبایی خود را از دست میدهند، این دست خود ماست که چه بوته و گلی را انتخاب کنیم، میخواهم کاکتوس باشم فاقد زیبایی، ولی در برابر ناملایمات روزگار سخت ومحکم!!گرچه خار درونم ریشه زده ولی به دیگران میفهمانم که دست زدن به هر آرزوی خاصی، زخمی به همراه داردگاهی برای زیستن باید خار داشت تا خود را نگه داشت.میخواهم کاکتوس بمانم ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 16:02

♦️خنده باید زد به ریش روزگارگرنه دیر یا زود پیرت می کندسنگ اگر باشی خمیرت می کندشیر اگر باشی پنیرت می کندباغ اگر باشی کویرت می کندشاه اگر باشی حقیرت می کندثروت ار داری فقیرت می کندگاز را بگرفته زیرت می کندعاقبت از عمر سیرت می کند♦️گر زدی قهقه به ریش روزگارریش را چرخانده شیرت می کنددل به تو داده دلیرت می کندخویشتن فرش مسیرت می کندعشق را نور ضمیرت می کندخاک اگر باشی حریرت می کندکورش ار باشی کبیرت می کندرستم ار باشی امیرت می کندآشپز باشی وزیرت می کندپس بخندید و بخندانید همخنده دنیا را اسیرت می کند. ..لبتان پرخنده دلتان همیشه شاد وخرم باد.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 16:02

خدایا................

حکمت قدمهایی را که برایم برمیداری

 برمن آشکار کن


تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم


و درهایی را که برویم می بندی به اصرار نگشایم......

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 12:25

فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى!عزيزم….زيباترينم…. روزى كه تو را در درونم حس كردم…. نه آزمايش داده بودم…. نه فرشته ها برام خبر آوردن….. فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه…حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم…. به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزند خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم! آن روز كه درونم زاده شدى دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشى. فرزند عزيزم، عشق من، دوست دارم آنچنان كه لياقتش را دارى برايت مادرى كنم، قلب من، از زمانى كه متولد شدى لحظه به لحظه با هم بوديم، هر جا مى رفتم تو را مانند پاره اى از وجودم با خودم مى بردم، تب مى كردى تب مى كردم، مريض مى شدى مريض مى شدم، تشنگى و گرسنگى تو را حس مى كردم و هر كارى كه دوست داشتى به بهترين شكل برايت انجام مى دادم. عزيزم با هر مكش دهان كوچكت براى شير خوردن محبت و فداكارى را در رگ هاى بدنت تزريق كردم.تو شايد فرشته نگهبان منى، بهانه تحمل سختى هايم، به خاطر تو مى جنگم و بهترین چیزها رو برایت فراهم میکنم، نازگلم عجيب است اشكهايم كه براى تو مى ريزند آرامم مى كند، صدا كردن نامت برايم افتخار آفرين است، در هر خنده شيرينت اميد را حس مى كنم، تو معلمى هستى كه خداوند بزرگ به من هديه داده، تو به من ياد دادى حرف زدن را، آرامش را، تو به من راه رفتن را ياد دادى در اوج سختى ها و مبارزه كردن را و نديدن را وقتى همه چيز سياه است، چشم هايت به من نگاه كردن را آموخت، دست هاى كوچكت تلاش كردن براى هر آنچه آرزويش را دارى و حضورت غم و درد و رنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 12:25

ميگویند روزی مردی بازرگان خری را به زور ميكشيد، تا به دانايی رسيددانا پرسيد چه بر دوش خَر داری كه سنگين است و راه نمی رود؟مرد بازرگان پاسخ داد يك طرف گندم و طرف ديگر ماسه دانا پرسيد به جايی كه ميروی ماسه كمياب است؟بازرگان پاسخ داد خير، به منظور حفظ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1400 ساعت: 2:29

مغرور نباش ؛ قـبر جایگاه توست... شما ثروتمند هستید شما قوی هستید شما مستقل هستید شما به کسی نیاز ندارید اکنون بله؛ اما در هنگام مردن اوضاع تو چگونه خواهد بود بعد از مرگ، شما به کسی نیاز ندارید که بدن شما را بشوید شما به کسی نیاز ندارید که شما را کفنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

بُگــذٰارْ بـــــِــــــــرَوَدْ
هَمْسَـــــــفَرِ "رٰاهِ" مَن کــــِــــــه نَشــُـــــدْ!!!
دَرْبِــــــــــدَرِ"آهِ"مـَـــنْ کـِـــه میشَــــوَدْ

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

✿

اگر کسی گرهای دارد وتو راهش رامیدونی سکوت نکن! اگر دستت به جایی میرسه کاری کن معجزهی زندگی دیگران باش.. بیشک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان بر همه جهانیان تسلیت باد

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

بُگــذٰارْ بـــــِــــــــرَوَدْ
هَمْسَـــــــفَرِ "رٰاهِ" مَن کــــِــــــه نَشــُـــــدْ!!!
دَرْبِــــــــــدَرِ"آهِ"مـَـــنْ کـِـــه میشَــــوَدْ

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

چه حس ه قشن گيه وقتی از نگاهش ميخونی که از نگاه کردن ت واقعا لذت ميبره

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

کـُـــل ِ دُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے .. باز هَم دِلَت میخواهَد…

بَعضــے وَقتها ..

فَقَط بَعضــے وَقتها …

بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده … هَمِـﮧے ِ دُنیاے یــِک نَفَر باشــے…

برچسب: نویسنده: کیان پورحسین تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 23:56

صفحه بندی